عكسهاي نفس مامان در ايام عيد
سلام زندگيم، عشقم، نفسم، اميدم.
خيلي دوست دارم و عاشقتم. امروز كه بردم بزارمت مهد تا دم مهد كودك رسيدي چشمات رو باز كردي و خاله سهيلا دم در بود و تا دادمت به خاله شروع كردي به گريه و منم ناراحت شدم و انگار آب سرد ريختن روم و پاهام جون نداشت كه بيام سركار تا برسم تو اتاق همش مي خواستم برگردم پيشت. خيلي دلم برات تنگ مي شه عشقمي. دوست دارم.
اين عكسهارو رفته بوديم كن سولقون انداختم، كه مهديس خانوم شيطنتش گل كرده بود.








مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی


عكسهاي نفس مامان در ايام عيد
